Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

مصاحبه اختصاصی مدوپیا با ناتاشا؛ جهانگرد سوئیسی!

4.96/5 (57)

احتمالا شما هم افرادی را دیده‌اید که با یک کوله در خیابان‌های شهر به‌تنهایی در حال گشت‌و گذار هستند. شاید برایتان سوال شده که هدفشان از سفر کردن آن هم به‌تنهایی چیست. چه می‌شود که خانه و کارشان را رها می‌کنند و به جاده می‌زنند؟ چه مشکلاتی سر راهشان است و چگونه با آنها کنار می‌آیند؟ اگر لایف‌استایل خاصی دارند، چطور در سفر به آن پایبند می‌مانند؟ ناتاشا یک تنها‌سفررو (Solo-Traveller) سوئیسی است. وگان است و به ورزش علاقه دارد و به گفته‌ی خودش عاشق ایران است. با او مصاحبه کردیم و در مورد دغدغه‌ها و تجربیاتش پرسیدیم.

مدوپیا: سلام. لطفا خودت را به خوانندگانمان معرفی کن.

ناتاشا: اسم من ناتاشا زلر هست. 32 سالمه و اهل سوئیس هستم. از سپتامبر سال 2017 شروع به سفر و سرک‌کشیدن به نقاط مختلف دنیا، مردم و فرهنگ‌هایشان کردم.

چند ماه گذشته روی سمینار آنلاینی که در آلمان داشتم، کار می‌کردم. به‌خاطر همین تقریبا 2 ماه در گرجستان و لبنان ماندم.

ناتاشا زلر

مدوپیا: درحال حاضر در کدام کشور هستی؟

ناتاشا: الان دوباره برگشتم به ایران. مدت زمان ماندنم معلوم نیست. ویزایم برای حداکثر 3 ماه اعتبار دارد.

ناتاشا زلر

مدوپیا: از تصمیمت برای تنها سفر کردن برایمان بگو. در این مورد توصیه‌ای برای افراد علاقه‌مند داری؟

ناتاشا: حدود ده سال پیش دوستی بهم گفت که ” هر آدمی برای یک بار هم که شده باید تنها به سفر برود”. من آن زمان فکر کردم که دیوانه‌ است و تنها سفر کردن، کار آدم‌هایی است که دوستی ندارند.

بعد زمانی رسید که واقعا نیاز داشتم از همه‌چیز و همه‌کس دور باشم. بلیت ارزانی برای نیویورک رزرو کردم. آنجا 5 روز را به‌تنهایی گذراندم که واقعا عالی بود. می‌توانستم 24 ساعت، هر کاری که خودم دلم می‌خواهد انجام بدهم. غذا بخورم، ساعت‌ها در سنترال پارک قدم بزنم، شهر را بگردم و با مردم هم صحبت بشوم.

البته اولین‌بار که تنها به رستوران رفتم کمی عجیب بود، چون هیچ‌وقت این کار را انجام نداده بودم. اما هیچ مشکلی به وجود نیامد. ازش لذت بردم. این مسئله بهم نشان داد که می‌توانم هر کاری را به تنهایی انجام بدهم.

چند ماهی بعد از آن سفر، از شغلم استعفا دادم. دوستی داشتم که همیشه درمورد تصمیمش درباره‌ی سفر به آمریکای جنوبی می‌گفت. اوایل برایم موضوع جالب توجه‌ای نبود. اما بعد از چند هفته فکر کردم که من هم می‌توانم همراهش بروم. تا رفتن به سر کار جدیدم 6 هفته وقت داشتم اما برنامه‌ی سفر دوستم 3 هفته‌ای بود. بنابراین تصمیم گرفتم که 3 هفته را تنهایی بگذرانم. هیچ شناختی هم به زبان اسپانیایی نداشتم.

وقتی به پاتاگونیا، در جنوب آرژانتین رسیدم، متوجه شدم کسی آنجا انگلیسی صحبت نمی‌کند. سعی کردم جملات کاربردی مورد نیازم را یاد بگیرم. از اینکه در زمان نیاز، انجام چه کارهایی برای انسان ممکن می‌شود، متعجب بودم. مغز انسان نامحدود است.

این مطلب را از دست ندهید  موسسه مد چینه ؛ تفکری متفاوت در ترکیب مد و هنر

الان 14 ماه است که به‌تنهایی سفر می‌کنم. اما اغلب اوقات تنها نیستم. چون هر جایی که می‌روم، افراد مهربان و جالبی را ملاقات می‌کنم. تنهایی سفر کردن، آزادی مطلق است و خیلی چیزها را به آدم یاد می‌دهد. نگران زبان نباشید. در بیشتر کشورها انگلیسی صحبت نمی‌کنند. بنابراین زبان بدن و گوگل ترنسلیت خیلی به‌کار می‌آید.

ناتاشا زلر

مدوپیا: لطفا از تجربیاتت در ایران برایمان بگو.

ناتاشا: اکتبر و دسامبر سال گذشته را در ایران سپری کردم. تهران، چالوس، کاشان، اصفهان، شیراز، تخت‌جمشید، یزد، شوشتر، شوش، اهواز، هرمز، قشم و همدان را دیدم. با افراد زیادی آشنا و دوست شدم، تجربه‌ی عالی‌ای بود. همچنین متوجه شدم مهربانی و اهمیت‌دادن به همدیگر یعنی چه.

 

ناتاشا زلر

مدوپیا: کجای ایران را بیشتر دوست داشتی و نظرت در مورد ایران چیست؟

ناتاشا: مکان محبوبم… عاشق هرمز هستم. عاشق مسجدها و معماری ساختمان‌های قدیمی و یزد و کاشان و البته مردم فوق‌العاده‌ی اینجا.

من به هر کشوری که سفر کردم، از ایران گفته‌ام. بعد از ایران به تایلند، ویتنام، فیلیپین، تایوان، گرجستان و لبنان رفتم. تصمیم دارم مقاله‌ای به انگلیسی در مورد ایران بنویسم و بیشتر در موردش بگویم. من عاشق کشور شما هستم. برایش آرزوی صلح دارم.

 

مدوپیا: از آنجایی که تو وگان هستی، مشکلی در رابطه با غذا در ایران داشتی؟

ناتاشا: رفتیم سراغ قسمتی که من درمورد ایران نمی‌پسندم. مصرف گوشت خیلی زیاد!!

من از 13 سالگی وجترین و از 28 سالگی وگان شدم. در تهران توانستم جاهایی را پیدا کنم که غذای وگان سرو می‌کردند، مثل کافه ایوان. اما رستوران‌های وجترین/ وگان دیگری مثل رستوران ایران زمین، رستوران آناندا، کافه رستوران خانه هنرمندان، رستوران گیاهی پیور و رستوارن گیاهی نوای غذای پاک وجود دارند.

در شهرهای دیگر این مسئله خیلی دشوار بود. چون اغلب افراد نمی‌دانستند وگان یعنی چه و متوجه نمی‌شدند برای چه گوشت نمی‌خورم.

ناتاشا زلر

مدوپیا: از کی تصمیم گرفتی وگان بشوی و دلایلت چه بودند؟

بگذارید دلایلم را مختصر توضیح بدهم. در 13 سالگی که به کلاس آشپزی رفتم، متوجه شدم که گوشتی که می‌خورم از حیوانات بدست می‌آید. در واقع بدن مرده است. به‌نظرم خوردن چنین چیزی منزجرکننده بود. تصور کنید انسان مرده‌ای رو بخواهید بخورید. بعد، حدود 5 سال پیش اطلاعاتی در مورد شیر به‌دست آوردم.

در این صنعت از گاوها بهره‌کشی می‌شود. گاوها در طول دوران حاملگی، گوساله را حمل می‌کنند و بعد از تولد، آنها را از هم جدا می‌کنند. تصور کنید شما را از مادرتان جدا می‌کردند، یا بچه‌تان را از شما بگیرند. فقط به این دلیل که می‌خواهند گوشت بچه را بفروشند و از شیری که غذای آن است، استفاده کنند. قضیه برای گاو و دیگر حیوانات دقیقا همینجوری است. آنها فقط برای بچه خودشان شیر دارند.

این مطلب را از دست ندهید  رد پای نقوش فرش ایرانی روی کفش نایک! | مصاحبه اختصاصی مدوپیا با جیسون سیف

یک مسئله‌ی مهم دیگر هم وجود دارد که اغلب افراد ازش آگاهی ندارند. به دلیل اینکه صنعت لبنیات و کسانی که از این طریق پول درمی‌آورند، این اطلاعات را به مردم نمی‌دهند. این شیر برای گوساله‌ها تولید می‌شود تا سریع رشد کنند. پر از چربی، مواد غذایی غنی و هورمون است. به همین دلیل برای گوساله خیلی مناسب است تا بتواند سریعا به چند صد کیلو برسد ولی برای سلامت انسان فاجعه‌بار است.

شیر حاوی مواد کارسینوژنیک (ماده‌ی سرطان‌زا) است. به همین دلیل وقتی فردی مبتلا به سرطان است، به تجویز پزشک باید محصولات لبنی کمتری بخورد یا حتی آن را حذف کند. همچنین چربی و پروتئین‌های حیوانی دلیل بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات دیگر هم هستند؛ مثل حمله قلبی، سرطان و زوال عقل.

کتاب “The China study” که توسط “تی کالین کمپبل” و “توماس ام کمپبل” نوشته شده، به‌خوبی این فرآیند را توضیح می‌دهد. مستندهای “What the health” هم توضیحات ساده و خوبی در این مورد ارائه می‌دهند.

ناتاشا زلر

8. چه مشکلات زیست محیطی در ایران نظرت را جلب کرد؟

ناتاشا: ترافیک و ماشین خیلی زیاد! هیچ‌وقت همچین چیزی ندیده بودم (اما بعدش در گرجستان و لبنان هم وضعیت همینطور بود) و زباله‌هایی که در طبیعت رها شده که برای محیط زیست بسیار بد هستد. در واقع پایان این کره است. برای من غذا و آب‌و هوای تازه مهم‌ترین چیزها هستند چون همه به آنها نیاز داریم. به نظرم کشورها باید روی این موارد تمرکز بیشتری داشته باشند. در ایران در مورد مشکلات آب و برق هم زیاد می‌شنیدم.

یک داستان جالب از اصفهان دارم. با دوست سوئیسی‌ام که به مدت دو هفته به من ملحق شده بود درحال پیاده‌روی بودیم. تصمیم گرفتیم به رودخانه‌ای که روی گوگل‌مپ دیده بودیم برویم و قدم بزنیم. رفتیم، اما هیچ آبی ندیدیم!

ناتاشا زلر

9. در طول سفر چطور به ورزش و سبک زندگی خودت پایبند می‌مانی؟

ناتاشا: ورزش! در اصفهان برای دویدن به مشکل برخوردم. به همین خاطر در خانه یوگا انجام دادم. یک بار هم با دوستی به کلاس ورزش در باشگاه رفتم. در مورد غذا هم همانطور که گفتم زمانی که به آشپزخانه دسترسی نداشتم، کارم بسیار سخت می‌شد.

ناتاشا زلر

10.تا به حال چند کشور را دیدی؟

ناتاشا: این سوال برای خیلی‌ها جالب هست. تا الان به 60 کشور سفر کردم که به‌نظر زیاد می‌آید اما در اروپا کشورهای بسیار کوچکی در مقایسه با ایران وجود دارد که احتمالا 30 تا از این 60 تا در اروپا بوده است.

ناتاشا زلر

مدوپیا: ممنون از اینکه دعوت ما را برای مصاحبه قبول کردی. برایت سفر خوبی را آرزو می‌کنیم.

ناتاشا: مرسی از شما.

 

به این مطلب امتیاز دهید

8 دیدگاه در “مصاحبه اختصاصی مدوپیا با ناتاشا؛ جهانگرد سوئیسی!

مصاحبه جالبی بود. لطفا بیشتر از این نوع مقالات بنویسین.

خوشحالیم که خوشتون اومده 3>

عالی بود خیلی هم عالی خوشحال میشم مطالب زیادی در این باره بگید فقط در آمدش از کجا بود ؟

ناتاشا به صورت آنلاین دوره‌های مختلفی از جمله دوره‌های آموزش وگنیسم اجرا می‌کنه که بیشتر به زبان آلمانیه. مرسی از توجه شما 🙂

چقد خوب بود👌😍 مختصر و مفید …
گروه مدوپیا عزیز خسته نباشید❣

مرسی از توجه شما 🙂

آرزوی من هم روزی با کوله سفر کردن هست و امیدوارم خیلی زود بهش برسم

مطمئنم می‌رسی بهش 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ ǁ