برند جِئودی ؛ متفاوت در طراحی کیف

5/5 (10)

کیف‌های چرم زیبا با المان‌های خاص و جذاب به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که در عین حال که کاربردی هستند، در ظاهر به زیبا‌ترین شکل ممکن تولید می‌شوند. به‌نوعی می‌توان گفت با سبک و سیاق خاصی که دارند، نظر مخاطبان را به خود جلب می‌کنند. این کیف‌ها برای هر خانم ایرانی خوش‌سلیقه با سبک زندگی متفاوت می‌تواند مناسب باشد. در این مطلب با مدوپیا همراه شوید تا با این برند جذاب به صحبت بنشینیم.

مدوپیا: خیلی خوشحال و خشنود هستیم که با شما بنیان‌گذار برند جئودی صحبت می‌کنیم.

برند جئودی

لطفا خودتان را برای مخاطبان مجله‌ی مدوپیا معرفی کنید.

آنِت قاراخانیان هستم، ۲۷ ساله و لیسانسم را در دانشگاه علوم تحقیقات در رشته‌ی موردعلاقه‌ی خودم، یعنی گیاه‌پزشکی خواندم که در واقع مهندسی کشاورزی در شاخه گیاه‌پزشکی به حساب می‌آید. فوق‌لیسانسم را در لندن و در رشته‌ی معماری فضای سبز ادامه دادم و الان هم در صنعت معماری فضای سبز فعالیت می‌کنم البته در کنار طراحی و تولید کیف‌های زنانه!

اسم برند شما بر چه مبنایی انتخاب شده‌ و به چه معناست؟

جئود که یک قسمتی از اسم این برند را تشکیل داده است، یک اسم فرانسوی است. یک نوع ساختار سنگ است که از بیرون به شکل یک سنگ خیلی معمولی است ولی وقتی می‌شکنند درون آن سنگ‌های کوارتز و غیره دیده می‌شود که شرایط خاصی باعث می‌شود که این سنگ شکل بگیرد. برای نشان‌دادن ارزش چرم بود که این اسم را انتخاب کردم. به این خاطر که چرم مصنوعی را می‌توانیم استفاده کنیم اما تا استفاده نشود متوجه نمی‌شوید که ارزش واقعی آن چقدر با چرم طبیعی تفاوت دارد. بعد این‌که جئودی به‌شکلی که نوشته می‌شود معنی خاصی ندارد اما در یک زبانی که از بین رفته است به‌معنای (از زمین گرفته‌شده) است. من چون خودم علاقه‌ی بسیار زیادی به علم زمین‌شناسی داشتم، این سنگ را خیلی دوست داشتم و این شد که چنین چیزی حاصل شد.

ایده و راه‌اندازی برند جئودی از کجا شکل گرفت و از چه تاریخی فعالیت خود را آغاز کرد؟

خب در آغاز کار همه‌چیز خیلی ساده شروع شد؛ برای رفع نیازهای شخصی. یک آقایی را می‌شناختم که کیف‌های دستی می‌دوختند. پیش او رفتم و یک طرح دادم که آن را برای من بدوزند. بعد از این که آن کیف را دوختند به من گفتند که مقداری چرم اضافه است و از آن جایی که خودم چرم را تهیه کرده بودم به من گفتند که چندتا طرح دیگر هم بدهید تا محصولات دیگری هم تولید کنیم. این چند عدد کار که تولید شد همه‌ی دوستانم استقبال کردند و دوست داشتند. دوستان و فامیل‌ها تمایل داشتند که از این کارها باز هم تولید کنم و به این شکل بود که در سال ۲۰۱۳ مشغول به یادگیری اصول و قواعد این کار شدم. البته اواخر ۲۰۱۳ بود که سر‌انجام در سال ۲۰۱۴ از یک شوروم شروع کردم و دیدم که مردم طرح‌های من را می‌پسندند و این‌ کار در کنار درس‌خواندن به علاقه‌ی من تبدیل شد. چون که هنوز برای کارشناسی درس می‌خواندم و درسم تمام نشده بود، پس به این کار به چشم یک سرگرمی نگاه می‌کردم. خوشحال بودم که درآمدی که از فروش آن چند عدد کیف داشتم به‌گونه‌ای بود که بازهم می‌توانستم کیف‌های جدید طراحی و تولید کنم. پس ادامه دادم البته به شکل محدود و سفارشی، چون فعالیتم جدی و رسمی نبود. تا وقتی که قصد کردم برای کارشناسی ارشد درس خود را ادامه دهم، علاقه‌ی من به تولید محصولی که مردم به صورت روزمره از آن استفاده می‌کنند، شروع شد.

برند جئودی

علاقه‌مندی شما به دنیای مد و فشن از کجا و در چه سنی آغاز شد؟

فکر می‌کنم من همیشه از آن دسته دختر‌هایی بودم که حواسم به نوع پوششم جمع بود و علاقه‌ی شخصی خودم را در لباس‌پوشیدن داشتم. از همان بچگی همانطور که مادرم تعریف می‌کرد خیلی برای من مهم بود که موهایم به چه شکل باشد ولی فکر نمی‌کنم این موضوع اصلی‌ باشد که من بخواهم در مورد آن صحبت کنم. پس بهتر است بگویم از همان زمانی که کارشناسی ارشد را شروع کردم، متوجه تأثیر چیز‌های کوچک در زندگی مردم شدم. با خودم فکر کردم که می‌توانم قسمتی از زندگی روزمره و تجربه‌های مردم باشم و این برای من بسیار جذاب بود که حالا در ادامه بیشتر توضیح می‌دهم.

چرا طراحی و تولید اکسسوری و کیف را انتخاب کردید؟

در معماری فضای سبز، این موضوع را فهمیدم که در معماری فقط می‌توانستم داخل یک خانه یا ساختمان را در همین شهر تهران، به صورت هندی، مراکشی، فرانسوی درست کنم. به‌شکلی که وقتی کسی با چشمان بسته وارد آن فضا می‌شود و ناگهان چشمان خود را باز می‌کند، احساس کند که در کشور دیگری است ولی چیزی که به ما انسان‌ها و شهرنشین‌ها هویت می‌دهد، به‌نوعی که من بگویم یک تهرانی هستم، یک ایرانی هستم یا اصفهانی، آن محیطی است که ما با همشهری‌ها در آن اشتراک داریم و در واقع اُوِِر لَپ زیستی داریم. طراحی چنین فضایی به من این قدرت را می‌داد که حس کنم در زندگی مردم تغییری ایجاد می‌کنم و در واقع این مسئولیتی بزرگ بود که چگونه این هویت را به مردم بدهیم و خود انسان را چطور بسازیم. دادن این حس بسیار خوب، به من هم حس خوبی را منتقل می‌کرد. این موضوع باعث شد که من نقش خودم را در این دنیا فهمیدم. هدف من به‌وجود آوردن چنین حس‌هایی است که الزاما حس‌هایی هستند که آدم به آن واقف نیست و شخصیت را می‌سازد و تاثیر زیادی در خود شخص و زندگی‌ او به وجود می‌آورد.

برند جئودی

وقتی از دور نگاه می‌کردم، متوجه می‌شدم که ما یک کالایی را همیشه با خودمان حمل می‌کنیم. خیلی برای من عجیب به‌ نظر می‌آمد که از یک سنی که شخصیتمان شکل می‌گیرد، یک سری آیتم‌ها را با خود به دوش می‌کشیم و حمل می‌کنیم که خیلی از رازورمز‌ها و وسایل خود را در آن می‌گذاریم و این کیسه را در تمام تجربه‌های زندگی خود چه از صبح‌هایی که برای انجام کار به بیرون می‌رویم و همچنین در کافه، مهمانی، خرید و غیره با خود حمل می‌کنیم. این موضوع به من قدرتی را می‌دهد که من با طراحی خودم با ابزار خودم بتوانم در تمامی تجربه‌های زندگی یک شخص حضور داشته باشم و سعی من بر این باشد که آن تجربه را به کامل‌ترین شکل ممکن به مخاطب خود ارائه کنم.

این مطلب را از دست ندهید  یک برند آینده‌نگر و پیشرو؛ "فردا دیزاین"

چه ابزار‌ها و متریالی برای تولید محصولات خود به‌کار می‌برید؟

برای پاسخ‌دادن به سوال شما باید بگویم که برند جئودی یک رکن کلی دارد که ما به آن اعتقاد داریم؛ وقتی از یک وسیله‌ای استفاده می‌شود باید یک درک کلی و تجربه‌ای کامل از آن وجود داشته باشد. این تجربه‌ی کامل برای ما انسان‌ها از طریق تمام حواس ما برمی‌آید که معمولا برای اجرای آن در طراحی، خیلی توجه یا به نوعی رعایت نمی‌شود و همیشه به حس بینایی اکتفا می‌کنند. ما خیلی دوست داشتیم که تمام حواس مخاطب را درگیر کنیم و زیر کیف‌ها را چوبی می‌ساختیم و روی آن را جوری رنگ و پلی‌استر می‌زدیم که حالت پلاستیک به خود بگیرد. خب در واقع چشم وقتی می‌بیند و در مغز بررسی می‌شود، در ذهن مخاطب (این متریال لیبل پلاستیک می‌خورد) اما وقتی کیف را روی زمین می‌گذاریم یا به جایی برخورد می‌کند، یک دفعه صدای چوب می‌دهد و بدون این که ما بخواهیم چند نوع حواس را درگیر کرده‌ایم. ما دوست داریم با این چیز‌های کوچک حواس مخاطب را جمع کنیم یا همانطور که قبلا گفتم، تجربه‌های او را کامل و کامل‌تر کنیم. اینها جزئیات کوچکی هستند که باعث می‌شوند حواس ما را به صورت ناخودآگاه درگیر کنند و باعث می‌شوند که یک ارتباط و درک عمیقی از وسیله‌ای که هر روز با خودمان حمل می‌کنیم، داشته باشیم.

برند جئودی

شما برای طراحی و تولید کالکشن‌های خود از چه چیزی یا چه کسی الهام می‌گیرید؟

خب اولین کالکشن که تولید شد، به صورت دوستانه و غیررسمی بود. ما سالی یک بار یک کالکشن ارائه می‌کنیم که هر کالکشن با یک متریال خاصی ترکیب شده است یا یک المان خاصی در آن به‌کار رفته (با چرم) است. برای کالکشن اول ما با استفاده از سنگ‌های مصنوعی کورین بوده (که در سطوح آشپزخانه از آن استفاده می‌شود) ما زیر کیف‌ها را این شکلی تولید کردیم البته یکی از کیف‌ها به این صورت بود. کالکشن دومی که لانچ کردیم از پیشینه‌ی من در پیشاهنگی می‌آمد که خب تمام علمی که داشتم از گره‌های ملوانی و سقوط، صعود و کوهنوردی استفاده کردم و به‌طور کلی طناب‌های زیادی در آن استفاده شد که جنس آنها از کتان تا سیلک بود. در این کالکشن از گره‌های ساده و معمولی تا گره‌های کوهنوردی بودند، در کالکشن سوم ما از چوب استفاده کردیم و بافت کروشه که باز یک سری گره‌ها و طناب‌های خاصی بودند و هدف ما این بود که این کالکشن لینکی به کالکشن قبلی باشد ولی متریال اصلی که به‌کار بردیم چوب بود که آنها به زیر کیف بست داده می‌شدند و بدنه‌ی آن را به شکل چوبی درست می‌کردیم که حس خاصی را به مخاطب منتقل می‌کرد.

برند جئودی

کالکشن پارسال ما در مورد استفاده از استیل و روکش‌های سیم بود که به‌صورت دسته استفاده می‌شد و مردم می‌توانستند رنگ آن را انتخاب کنند که یک حالت کاستومایزبل گذاشته بودیم که بتوانند آن را متناسب با استایل خود عوض کنند. این کالکشن هم از اعتقاد ما به دور نیست. ما از یک سری چرم‌های بزی ایتالیایی استفاده کردیم که طوری فرآوری شده‌اند که در ابتدا یک حالت براق و رنگ‌های مختلفی مانند مسی، بنفش و صورتی دارند ولی حاشیه‌های کیف و دسته‌های کیف بنا بر مدلش فرق می‌کند. در واقع قسمت‌هایی که با این چرم کار شده پس از مدتی که از آن استفاده شود، نقره‌ای رنگ می‌شود و با این کار می‌خواستیم نشان دهیم که آن کیف در تمام تجربه‌های شما هست و به شما فیدبک می‌دهد. این کیف مثل یک گیاه می‌ماند که وقتی به آن زیاد یا کم آب می‌دهیم، عکس‌العمل نشان می‌دهد. خواستیم بگوییم این وسیله‌ای که هر روز با خودتان حمل می‌کنید، با یک تکه پلاستیک یا یک جامد بی‌جان فرق می‌کند و یک به نوع استفاده‌ای که از آن دارید، عکس‌العمل نشان می‌دهد.

شیرین‌ترین خاطراتی که از ابتدای راه‌اندازی برند خود داشته‌اید، چیست؟

من خیلی خودم را خوشبخت می‌بینم که دوستانی دارم که قبل از من در این صنعت فعالیت می‌کردند و توانستند به من کمک کنند. آنها برای جای ارائه‌دادن کار‌هایم، تولید محصولاتم و همه‌ی اینها خیلی تاثیر داشتند به‌نوعی که هر موقع شو گذاشتم خاطرات خوبی را برای من ساخته‌ اند ولی به غیر از آن نمی‌توانم انکار کنم که بهترین خاطراتم با کسانی بوده که کیف‌هایم را می‌ساختند. چون وارد یک دنیایی شدم که برایم خیلی جالب بود که این صنعت هنوز به صورت سنتی در ایران اتفاق می‌افتد و تعداد افرادی که تازه دوختن کیف‌های چرمی را یاد گرفته‌اند، انگشت‌شمار است یا حداقل من کسی را نمی‌شناسم. شانسی که آوردم این بود که با آدم‌هایی کار کرده‌ام که پدر و پدر‌بزرگشان حتی قبل‌تر در این صنعت فعالیت می‌کردند و چیزی که یاد گرفتم در کنار این بزرگان بوده و ثروت من در این کار فقط و فقط این است که توانستم مدت زمانی را کنار این استاد‌ها بگذرانم و ارزش این کار را در زندگی من بیشتر کردند. من نمی‌توانم از تمام این لحظه‌هایی که کنار آنها ایستادم و به من یاد دادند، بگویم. همین چیز‌ها خاطرات شیرین چند سال اخیر من را ساخته است.

تا‌کنون با چه چالش‌هایی در زمینه‌ی گسترش برند و به‌طور کلی کارتان مواجه بودید؟

خب چالش که بسیار زیاد بوده است اما فکر می‌کنم بزرگ‌ترین چالش من به‌نوعی با خودم بود. این چالشم در این مورد بود که من تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی این رشته را نداشتم و وقتی که نداشتم نمی‌توانم بگویم کمبود احساس کردم یا نه! ولی صددرصد کمبود اطلاعات درباره‌ی ساخت محصول به این مهمی را در خودم احساس می‌کردم. همین شد که من ادامه دادم و در هر کالکشن متریالی جدید را با چرم مخلوط می‌کنیم. برای این‌که من خودم این چالش را دوست دارم و به‌عنوان یک پروژه به آن نگاه می‌کنم که مثلا آن کالکشنی که با چوب‌ها کار کردیم می‌توانم بگویم که یک اطلاعات مفید را راجع به چوب دارم؛ این‌که چگونه با آن سازه‌های کوچک را بسازم! این در واقع بزرگ‌ترین چالش من بود و فکر می‌کنم که اگر این چالش وجود نداشته باشد، من نمی‌توانم به کارم ادامه ‌دهم.

خب یک‌سری مسائل دیگر بود به عنوان مثال (متریال) چون وضعیت اقتصادی جامعه را نمی‌توان نادیده گرفت. من با کارخانه‌ای در ترکیه کار می‌کردم که چرم‌ها را از همان‌جا وارد می‌کردیم که یک روز واردات چرم ممنوع شد. از نظر من این چالش‌ها هستند که کار را شیرین و شیرین‌تر می‌کند. به غیر از این بزرگ‌ترین مشکل ما نه فقط در این صنعت، نداشتن (پی‌آر) مناسب است. من همیشه این احساس نیاز را داشتم که من یک مشاور تبلیغات خیلی خوب یا مشاور فروش خوبی می‌خواهم یا چنین چیز‌هایی که البته الان فکر می‌کنم این موضوعات در حال جاافتادن است و مردم درک بهتری از نیاز به وجود چنین مشاغلی دارند که در ایران وجود ندارد اما پی‌آر برای خارج از کشور وجود دارد که آن بستگی به هدف اصلی برند دارد.

این مطلب را از دست ندهید  مصاحبه اختصاصی مدوپیا با ناتاشا؛ جهانگرد سوئیسی!

در بین کار‌های خودتان کدام یک را بیشتر دوست دارید و چرا؟

حقیقتا من نمی‌توانم جواب این سوال شما را بدهم اما می‌توانم بگویم که کدام را به چه دلیلی دوست دارم! خب تا پارسال کار ما خیلی آزمون و خطا داشت. الان حدود یک سال است که من می‌توانم بگویم کار! تا قبل از آن که واقعا یک سرگرمی به حساب می‌آمد، دست من به‌عنوان یک سازنده خیلی بازتر بود و آن چیزی که در ذهنم بود می‌توانستم تولید کنم. به دلیل این‌که تعداد کمی تولید می‌کردم. اگر در این میان کسی از کار من خوشش می‌آمد، می‌گفتم که کمی صبر کنید من یک هفته دیگر این کار را به شما تحویل خواهم داد. این کار دست من را باز می‌گذاشت که از چوب استفاده کنم یا طناب‌ها و گره‌های مختلف را به‌کار بگیرم. الان تقریبا به غیر از این کالکشنی که الان هست کار را بزرگ‌تر کردیم و گسترشش دادیم و به آن ساختار کار و بیزنس دادیم. تولیدات ما به این صورت هست که همان اول کالکشن را به تعداد زیادی تولید می‌کنیم و تعدادی از آنها را به دست فروشندگان خود می‌رسانیم و خیلی از آنها را هم خودمان به طور مستقیم ارائه می‌کنیم. این دست من را می‌بندد و باید طبق نیاز‌های قشری از جامعه کار‌های خود را طراحی و تولید کنم. بنابراین با وجود بزرگ‌تر کردن هدف مارکتینگ، انجام‌دادن طراحی‌های خارج از حالت نرمال یا به‌نوعی اگزجره شده سخت شد. پس می‌توانم بگویم که کار‌های الان را به یک شکل و کار‌های قدیمی را به شکی دیگر دوست دارم. ما همیشه در نظر می‌گیریم که طراحی‌هایمان هم کاربردی باشد و هم زیبا؛ به‌گونه‌ای نباشد که فقط زیبا باشد اما نتوانید از آن استفاده کنید. فکر می‌کنم ما توانستیم در کالکشن آخر خود یک تعادلی را ایجاد کنیم که جوابگوی نیاز‌های مخاطبمان باشد.

مخاطب و مشتری‌های برند شما چه قشری از جامعه و با چه سبک و استایلی هستند؟

از ابتدای کار هدف اصلی برند جئودی این بود که به مخاطبان بفهماند که استفاده از چرم طبیعی خیلی لوکس است البته نه به‌خاطر قیمت آن بلکه به خاطر کیفیت بالایی که دارد و شما با تهیه‌ی یک عدد کیف می‌تواند از آن سال‌های سال استفاده کنید! این در سلیقه‌ی مخاطب‌های ما تفاوت ایجاد می‌کند و قطعا با فردی که تمایل دارد کیفی لوکس بخرد که سالی یکبار در مهمانی از آن استفاده کند، بسیار تفاوت دارد. هدف ما این است که کیفی کاربردی طراحی کنیم که مخاطب ما بتواند از آن بار‌ها استفاده کند و نیاز‌هایش را برطرف کند. تصور من این است که این ایده تعریف ما را از لاکچری تغییر می‌دهد. این هدف برند ما را خاص می‌کند و طبیعتا استفاده از چرم طبیعی تا استفاده از فوم و پلاستیک در قیمت کالا تفاوت‌های بسزایی را ایجاد می‌کند. اگر بخواهیم مخاطب خود را توصیف کنیم به این شکل است که خانمی هست که صبح به سرکار می‌رود و  بعد از آن وقت ندارند که به خانه بروند و با همان لباس‌ها و استایل پیش دوست‌های خود می‌روند حالا یا کافه، مهمانی و غیره… ما سعی کردیم که هر کدام از کیف‌هایی که تولید می‌شود، براساس برطرف‌کردن یک سری از نیاز‌های اصلی چنین خانمی باشد. اول می‌گوییم ما کیفی را نیاز داریم که داخل آن رژ‌لب، پول، کارت‌بانکی، کلید و دستمال‌کاغذی جا شود بعد از آن کیفی را طراحی می‌کنیم که در آن سایز و ابعاد باشد یا می‌گوییم آن خانم می‌خواهد به کافه برود و کار‌ کند، ایده‌های ذهنش را در دفتر یادداشت خود بنویسد، پس کیفی طراحی می‌کنیم که یک دفتر، کیف‌پول و چیز‌های دیگر در آن جا می‌شود. بنابراین می‌توانم بگویم که به اندازه‌ی نیاز هر مخاطب، ما کیف‌هایی با ابعاد خاص تولید می‌کنیم.

دوست دارید خودتان را در ۵ سال آینده در چه جایگاهی ببینید؟

هدف اصلی من این است که بتوانم آدم‌های بیشتری را تحت‌تاثیر قرار دهم و همانطور که گفتم با آن قدرتی که دارم بتوانم در زندگی روزمره‌ی مردم تاثیر‌گذار باشم. کل هدف اصلی ما هم همین است که مخاطب‌های خود را افزایش دهیم. زنده نگه‌داشتن این چالش برای من در تولید و طراحی کالکشن‌ها بسیار حائز اهمیت است و به‌نوعی خودم را امتحان می‌کنم که ببینم با چه متریال‌هایی می‌توانم کار کنم، می‌توانم این مرز را هول بدهم که به سمت عقب و عقب‌تر حرکت کند، دانش خودم را نسبت به موادی که استفاده می‌کنم بالا ببرم و این‌که چگونه می‌توانم یک کالای کاربردی با المان‌های ظاهری زیبا تولید کنم.

برند جئودی

کلام آخر و توصیه‌تان برای افرادی که می‌خواهند در این حیطه فعالیت کنند.

حقیقتا خودم را در جایگاهی نمی‌بینم که بتوانم کسی را نصیحت کنم چون خودم هر‌ روز با چالش‌ها و مشکلات جدیدی رو‌به‌رو می‌شوم و فکر نکنم هنوز چنین تجربه‌ای داشته باشم که بتوانم در این مورد صحبت کنم اما تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که تا وقتی که کار شما در حد سرگرمی و یک علاقه‌ی شخصی است، هیچ اشکالی ندارد که ساختاری نداشته باشد و به‌نوعی آدم خودش را از نظر طراحی و اقتصادی و… به چالش بکشد و کالایی که در ذهنش هست تولید کند. فکر می‌کنم سخت‌ترین کار این است که وقتی در این صنعت می‌خواهید یک برندی را ثبت کنید (که من در حال حاضر خودم را در این مرحله می‌بینم)، چارچوب و ساختاری محکم باید به کارتان بدهید که برند شما در این چارچوب قرار بگیرد و از آن خارج نشود. ساختن این چارچوب برای من بسیار سخت بوده و من هر‌ روز سعی می‌کنم به این ساختار شکلی مناسب بدهم.

برای کسب اطلاعات بیشتر و دیدن کالکشن‌های بی‌نظیر این برند می‌توانید به سایت  برند جئودی،مراجعه کنید.

 

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب