Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

طراحی لباس فیلم و تئاتر

4.9/5 (29)

طراحی لباس نمایشی و یا همان costume design، طراحی پوشش برای بازیگر بر پایه طرح و مفهوم اصلی فیلم، تئاتر و یا حتی یک اجرای موسیقی و با در نظر گرفتن ویژگی‌های شخصیتی کاراکتر و تمامی حس‌ها و فضاسازی‌هایی است که نمایش سعی دارد تا به مخاطب برساند. در واقع کار یک طراح لباس نمایشی این است که با درک درستی از مفهوم سناریو، خط داستانی، شخصیت‌ها و در هماهنگی کامل با کارگردان و گاهی حتی گریمور و طراح صحنه، قسمتی از هدف نمایش را به دوش بکشد. طراحی لباس نمایشی را نباید با روش تهیه و ترکیب لباس‌های آماده اشتباه بگیرید. (هرچند که در کشور ما اغلب به‌دلیل کمبود امکانات از روش دوم برای تهیه لباس‌ها استفاده می‌شود.)

طراحی لباس فیلم و تئاتر

این لباس‌ها می‌تواند نشان‌دهنده‌ یک ملت، دوره‌ای از تاریخ، طبقه اجتماعی، طرز تفکر و هر چیزی که مخاطب نیاز دارد تا در ارتباط با کاراکتر بداند، باشد. اینکه در یک اجرا شما به کدامیک از این فاکتورها نیاز دارید کاملا بستگی به ژانر کار دارد. برای داشتن یک طرح بی‌نقض، بهتر است در ابتدا زمان زیادی را با کارگردان به موشکافی و آنالیز همه‌ عناصر داستان بپردازید و در نهایت با توجه به قوه تخیل خود و سبک کاریتان شروع به ایده‌پردازی بکنید.
پروسه طراحی لباس برای یک اجرا نیاز به زمان زیادی برای فکر کردن به همه جوانب دارد. باید همیشه به یاد داشته باشیم که یک طرح از طرفی باید نشانگر ایده و هدف اجرا باشد و از طرف دیگر باید تا آنجایی با کاراکتر هماهنگ باشد که بتوان باور داشت که خود شخصیت این لباس را برگزیده و به تن کرده است. ما در اینجا به‌صورت کلی 5 مرحله پروسه طراحی لباس را با هم مرور می‌کنیم و با روش کلی این پروسه آشنا می‌شویم.

مرحله اول: آنالیز کردن

می‌توان گفت لباس‌ها به‌نوعی بازیگران دیگر صحنه می‌باشند و دیالوگ و حرکات آنها در واقع از ظاهرشان باید مشخص باشد. در قدم اول باید یک آنالیز درستی از متن، موزیک و میزانسن و طراحی حرکت داشته باشیم. باید قهرمان و ضدقهرمان را بشناسیم و از هدف شخصیت‌پردازی‌ها آگاه باشیم. برای مثال نقش یک مادر با نقش یک جنگجو و با نقش یک روان‌پریش کاملا متفاوت است. چند پرسش کلی لازم دارید تا بهتر کاراکترتان را بشناسید: در چه دوره زمانی زندگی می‌کند؟ محل زندگی او کجاست؟ برخی از عادات رفتاری او چه می‌تواند باشد؟ و… . این شما هستید که با توجه به نیاز اجرا این سوالات را انتخاب می‌کنید. به این کار پرسونا ساختن می‌گویند. هنگامی‌ که من به دیدن یک نمایش و یا فیلم می‌روم، در ابتدا به بررسی بازی کاراکترها می‎‌پردازم و زمانی که اجرا به اواسط می‌رسد سعی می‌کنم کاراکتر را در حال تهیه لباس‌هایش و یا پوشیدن آنها تصور کنم. اگر این اتفاق در ذهنم باورپذیر باشد، می‌پذیرم که آنالیز اولیه به‌خوبی انجام شده است. به یاد داشته باشیم که یک طراح لباس می‌تواند فراتر از داستان اجرا، در ذهن مخاطب خود از اینکه این لباس چگونه به تن این شخصیت درآمده قصه‌ای روایت کند.

مرحله دوم: طراحی با تیم

هنگامی که با کارگردان، طراح صحنه و شاید حتی بازیگر و دیگر افراد تیم به هم‌فکری می‌پردازید، درک درستی از کل موضوع پیدا خواهید کرد. شاید شما در ذهن خود به‌عنوان یک مخاطب ایده‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی از متن داشته باشید اما مشخصا صحبت با کارگردان باعث می‌شود تا دقیق و واضح‌تر به اجرا نگاه کنید و هماهنگی لازم با کل تیم را به دست آورید. باید به یاد داشته باشید که طراحی نمایشی برخلاف ظاهرش که شاید مسئولیتی فردی باشد، یک کار تماما تیمی برای رسیدن به یک اجراست. در این مرحله باید چند سوال مهم را حتما با کارگردان در میان بگذارید: ایده اصلی و مسیر این اجرا به کدام سمت می‌رود؟ ژانر و تم اصلی کار چیست؟ هدف و مسیر کاراکترهای اصلی در طول اجرا چیست؟ آیا کاراکترها هرکدام نماد مفهومی هستند؟ آن مفهوم چیست؟ آیا اجرا و یا شخصیت‌ها منبع الهامی داشته‌اند و بر اساس کسی یا چیزی به وجود آمده‌اند؟ این پرسش آخر به شما کمک می‌کند تا اگر کارگردان منبع الهام خاصی داشته، شما هم به آن رجوع کنید و سعی در بیرون کشیدن ایده‌هایی برای طراحی از منبع الهام متن یا کارگردانی بکنید. همچنین از خط داستانی با کارگردان صحبت کنید تا فاصله‌های زمانی برایتان روشن‌تر شود. برای مثال: اگر در طی یک داستان فردی از خانه‌ای خارج می‌شود و فرد دیگری قرار است او را تعقیب کند، شما بر اساس زمان منطقی‌ای که یک نفر باعجله برای بیرون رفتن لباس می‌پوشد، باید برای لباس فرد دوم طراحی کنید. همچنین از فلش‌بک‌ها و فلش‌فورواردها نیز باید آگاه باشید و به خطوط داستانی موازی‌ای که اتفاق می‌افتند، توجه کنید.

مرحله سوم: تحقیق

وقتی شما و کارگردان در یک موقعیت مشابه قرار گرفتید و همه چیز روشن شده باشد، دیگر زمان تحقیق فرا می‌رسد. شما باید اطلاعات درستی از دوره‌های مخلتف مد در کشورهای مختلف داشته باشید. باید بدانید که در هر دهه چه پوششی مد بوده است، در کنار آن باید بر اساس شناختتان از شخصیت‌های داستانی که چه شغلی دارند یا می‌توانند داشته باشند یا به چه طبقه اجتماعی‌ای تعلق دارند، از وضع پوشش آنها آگاه باشید. در این شاخه بسیار پیش آمده که جزئیات کوچک می‌تواند باعث شود تا خطایی در نهایت در طراحی ایجاد شود. برای مثال اگر داستان در دهه 50 ایران اتفاق می‌افتد و بازیگر یک لباس با لوگوی سه خط آدیداس پوشیده باشد، به‌راحتی برای افرادی که در آن دوره زندگی کرده‌اند و یا در مد سر رشته دارند، مشخص است که در آن زمان هنوز لاین آدیداس پرفورمنس به وجود نیامده بوده است.

همچنین باید به سراغ انواع جنس‌های پارچه و یا هر متریال دیگری که برای پوشش می‌توانید استفاده کنید بروید. حس و حالی که هر جنس پارچه می‌تواند داشته باشد و نوع ایستایی و دوختی که پیدا می‌کند به شما کمک می‌کند در مرحله تولید کمتر به مشکلات غیرمنتظره برخورد کنید. برای مثال اگر برای یک تئاتر طراحی می‌کنید که حداقل 30 شب به روی صحنه می‌رود، فاکتورهایی مثل این که لباس از آهار و ایستایی نیفتد و یا اینکه با شسته‌شدن جنس پارچه تغییر نکند، بسیار مهم است. حال تصور کنید که در همین تئاتر روی چندتا از لباس‌ها شیر و تخم‌مرغ ریخته می‌شود و یا رنگ پاشیده می‌شود و یا حتی قرار است آستین لباسی پاره بشود، مشخصا اوضاع برای انتخاب جنس پارچه پیچیده‌تر هم خواهد شد. اما در بحث تصویر و فیلم شما نماهای بسته هم دارید که به‌خوبی جنس و دوخت را نشان می‌دهد پس در این موقعیت فاکتورهای متفاوت دیگری وجود دارند که باید در ارتباط با آن تحقیق کنید. به یاد داشته باشید زمانی یک کار طراحی حرفه‌ای بنظر می‌رسد که با دقت به همه جزئیات توجه کرده باشید.

مرحله چهارم: اسکچ اولیه و رنگ‌گذاری

بگذارید اینطور بگوییم که همه‌ مراحل و پرسش‌هایی که تاکنون انجام داده‌ایم تنها برای رسیدن به این بخش کار و درست انجام شدن آن بوده است. ابزار اصلی شما برای این مرحله خط، حجم، ترکیب‌بندی، رنگ و بافت است؛ در واقع همه‌ فاکتورهایی که یک طراحی تجسمی را می‌سازند. برای شروع ابتدا از اسکچ‌های خام و سریع استفاده کنید. با حجم و خط، سیلوئت‌های متفاوتی از لباس کاراکترها ایجاد کنید تا حجم کلی آن مشخص شود. سپس با کنار هم قرار دادن لباس همه‌ شخصیت‌ها در کنار هم به یک ترکیب‌بندی کلی برسید تا مطمئن شوید که در کنار هم ترکیب درستی ایجاد شده است. در این مرحله باید به جزئیاتی مثل تفاوت ظاهر نقش اول با بقیه افراد و یا لباس مشابه یک گروه و یا حتی تغییر لباس برخی کاراکترها در طول داستان که می‌تواند معنی خاصی داشته باشد، دقت کنید.

یکی از اصلی‌ترین فاکتورهای طراحی لباس نمایشی پالت رنگی است. ابزاری بسیار قدرتمند که اگر به‌درستی انتخاب شود، می‌تواند تاثیر به‌سزایی در کل اجرا داشته باشد. ما همیشه با رنگ‌ها فراتر از چشم‌هایمان ارتباط برقرار می‌کنیم. برای ما آنها می‌توانند افسرده‌کننده و یا هیجان‌انگیز و حتی اشتهاآور باشند. پس نکته اصلی این است که به جواب پرسش‌های بالا باید رجوع کنید و توجه به مسائلی مثل اینکه آیا این یک اجرا کمدی است یا تراژیک، آیا برای مخاطب کودک است یا بزرگسال و حتی اینکه در چه دوره زمانی اتفاق می‌افتد، می‌تواند کمک‌کننده باشد. برای شروع بهتر است با گشتن در اینترنت پالت‌های رنگی برای فضاهای متفاوت را بررسی کنید. این به شما کمک می‌کند تا دایره‌المعارف تصویری کاملی از پالت رنگی فضاهای مختلف داشته باشید؛ در نهایت بافت و پترن موردنیاز و اکسسوار بازیگران بسته به شرایط انتخاب می‌شوند.

مرحله پنجم: اسکچ نهایی

زمانی که به نتیجه مطلوب و هماهنگی برای طرح خود رسیدید، با کمک و هم‌فکری کارگردان، تغییرات و تصمیمات نهایی را اجرا می‌کنید تا همانی باشد که هم در ذهن شما و هم در ذهن کارگردان شکل گرفته است. سپس طراحی‌ها را کامل با اعمال جزئیات رنگ می‌کنید(به اصطلاح رندرینگ انجام می‌دهید). برای رندرینگ معمولا در تکنیک‌های دستی از آبرنگ یا اکریلیک و یا ترکیبی از آنها برای ایجاد بافت استفاده می‌شود و در تکنیک دیجیتال با استفاده از یک نرم‌افزار دو بعدی مثل فوتوشاپ این کار را انجام می‌دهید. در نهایت با چسباندن قطعات پارچه و یا متریالی که لباس‌ها با آن ساخته می‌شوند در کنار طرح، یک نقشه کامل از هرآنچه که ظاهر طرح را تشکیل می‌دهد، آماده کرده‌اید.

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب